|
روش آزمون خاک در تعيين نياز کودي گياه / روش تجزيه گياه
در ارزيابي نياز کودي گياه |
مقدمه |
|
در اين جلسه بحث روش آزمون خاک را بيان مي
کنيم. آزمون خاک يکي از شناخته شدهترين و دقيقترين روشهاي تعيين نياز کودي
گياهان است و قدمت طولاني دارد. معمولاً قبل از کشت هر نوع گياهي، از خاک مزرعه در
آزمايشگاه نمونهبرداري ميکنيم. سپس با تجزيه شيميايي خاك، نتايجي کسب و بر اساس
آن قضاوت ميکنيم. |
مراحل آزمون خاک آزمون خاک
داراي چهار مرحله اساسي است که به شرح ذيل آمده است : |
|
1– نمونهبرداري؛ 2– تجزيه شيميايي؛ 3–
تفسير نتايج؛ 4– توصيه کودي. |
نمونهبرداري |
|
مرحله نمونهبرداري يکي از مراحل مهم و حساس
آزمون خاک بوده، بطوريكه دقت و صحت نتايج آزمون خاک تا حدود زيادي وابسته به مرحله
نمونهبرداري است. به عبارت ديگر با تهيه يك نمونهي درست، به نتايج خوبي از آزمايش
خاک ميرسيم. براي بدست آوردن يك نمونهي درست و واقعي نکاتي را در نمونهبرداري
بايد رعايت کرد. |
نكات مهم در نمونهبرداري |
|
- خاك با ماده خاصي آلودگي نداشته باشد؛ -
نمونه از محلي برداشت شود كه معرف كل منطقه باشد؛ - عمق نمونهبرداري بسته به
نوع گياه فرق ميكند؛ - براي هر نمونه، اطلاعات مورد لزوم يادداشت شود؛ -
نمونهها بايد در هواي آزاد خشك شوند. 1- معمولاً در مزرعهها و باغها محلي
براي جمعآوري کود حيواني در نظر ميگيرند كه نيايد نمونهبرداري از آنجا صورت
گيرد.
2- نمونه بايد از محلي برداشت شود که معرف کل منطقه باشد. نمونه بايد
حتيالمقدور بصورت نمونه مرکب تهيه شود. به عبارت ديگر از چند منطقه زمين نمونه
تهيه شود و پس از اينکه نمونهها با هم مخلوط شدند از مجموع آنها يک نمونه براي
آزمايشگاه آماده شود.
3- عمق نمونهبرداري بسته به نوع گياه و محصول کشت
شده دارد. چنانچه ريشه گياه سطحي باشد گرفتن نمونه از عمق ۰ تا ۳۰ سانتيمتر يا ۰ تا
۲۵ سانتيمتر کفايت ميکند. اما در خصوص درخت يا درختچهها که ريشه عميقي دارند،
بايد از خاک تحتالارض نمونه برداشت. نمونهبرداري يك بار به عمق ۰ تا ۳۰ سانتيمتر
و بار ديگر به عمق ۳۰ تا ۶۰ سانتيمتر انجام ميگيرد.
4- بايد زمان
نمونهبرداري، محل نمونهبرداري، تاريخ نمونهبرداري و نام شخص نمونهبردار يادداشت
شود.
5- قبل از آوردن نمونهها به آزمايشگاه، بايد در هواي آزاد روي يک
مقوا پهن و خشک شوند و به اين اصطلاحاً خاک هوا خشک ميگويند. سپس نمونهها را براي
آزمايشگاه ميبرند در آنجا يکسري اطلاعات اوليه از باغدار گرفته ميشود. مثلاً در
فرمهاي مخصوص، اطلاعاتي مانند نام نمونه بردار، نام باغدار مزرعه، نام ده يا شهر،
تاريخ نمونهبرداري، محل دقيق نمونه برداري و خصوصيت آب آبياري (چاه، منبع آب يا
...)، نوع محصول کشت شده يادداشت ميشود. مشکالاتي که باعث شده است که باغدار يا
توليد کننده، نمونه را براي آزمايش بياورد نيز يادداشت ميشود. اينكه آيا علائم
گفته شده روي گياه هم مشاهده ميشود؟ و همچنين تاريخچه مصرف کود، نوع كود و زمان
مصرف آن نيز از جمله اطلاعاتي ميباشد كه بايد از باغدار پرسيده و يادداشت شوند.
|
تجزيه شيميايي |
|
بعد از اينکه فرم با کمک زارع تکميل شد و نمونه
تحويل گرفته شد نمونه را کوبيده و از الک دو ميليمتري عبور داده و آن را براي
مرحله دوم يعني تجزيه شيميايي آماده ميکنيم. تجزيه شيميايي بايد بوسيله روشهاي
استاندارد صورت بگيرد. يعني براي اندازه گيري هر عنصر غذايي يک روش استاندارد و
شناخته شده وجود دارد مثلاً فسفر خاک را با روش اُلدسن و ازت را با روش کلدال يا
عناصر کم مصرف را با روش DTPA اندازه گيري ميکنند. |
مرحله تفسير نتايج مرحلهي
قضاوت روي اطلاعات بدست آمده است. تفسير نتايج آزمون خاک به روشهاي مختلفي
ميتواند انجام بشود که عبارتند از: |
|
1– غلظت بحراني؛ 2– حد کفايت عناصر غذايي
غلظت بحراني حدي از غلظت عنصر غذايي است که بالاتر از آن گياه نسبت به مصرف
کود عکسالعمل نشان نميدهد ولي پائين تر از آن، گياه نسبت به مصرف کود عکسالعمل
مثبت نشان ميدهد.به عبارت ديگر، غلظت بحراني، غلظتي است که در آن حداکثر ۹۰ تا %۹۵
عملکرد داشته باشيم. اگر غلظت از آن حد کمتر شود کاهش عملکرد و رشد مشاهده ميشود.
بعد از اينکه نتايج را تفسير کرديم و يا دادهها به مقادير کم، متوسط، خوب و زياد
طبقهبندي شدند به مرحله توصيه کودي ميرسيم. |
توصيه کودي |
|
با استفاده از نتايج آزمون خاک توصيه کودي را
انجام ميدهيم. اگر فسفر قابل جذب خاک تجزيه شده، ۱۰ ميليگرم در کيلوگرم باشد
بوسيلهي مصرف كود ميتوان 5 ميليگرم كمبود فسفر را جبران كرد (با توجه به اينكه
غلظت مناسب عنصر فسفر براي مثلاً رشد گياه پامچال PPM 15 يا 15 ميليگرم در كيلوگرم
است). |
مبناي توصيه كودي |
|
- بدانيم چه مقدار عنصر در خاك داريم؛ -
اين عناصر چه مقدار بايد باشند و؛ - ما بهالتفاوت آن از طريق مصرف کود تأمين
ميشود. |
جلسه پانزدهم روش تجزيه گياه
در ارزيابي نياز کودي گياه
مقدمه : |
|
در اين جلسه پيرامون روش تجزيه گياه در ارزيابي
نياز کودي توضيحاتي را ارائه ميدهيم. اولين بار يك فرد فرانسوي و سپس يك متخصص
تغذيه گياه روش تجزيه گياه را بكار بردند. در بحث تجزيه گياه معمولاً دو هدف دنبال
ميشود: |
هدف |
|
- استخراج شيره گياه و اندازهگيري غلظت
عناصر؛ - تجزيه کل گياه.
اگر غلظت عناصر غذايي در گياه کم باشد معمولاً
رشد و عملکرد محصول پائين ميآيد.
رابطه بين غلظت عناصر در گياه و رشد و
عملکرد آن را بصورت نمودار نشان ميدهند. در نمودار چهار منطقه مشخص وجود دارد که
عبارتست از : ۱- منطقه کمبود؛ ۲- منطقه غلظت بحراني؛ ۳- منطقه حد
کفايت؛ ۴– منطقه حد مسموميت. |
آزمون گياه مانند آزمون خاک داراي مراحلي است.
مراحل آزمون گياه |
|
1-
نمونهبرداري:- شست و شو و خشكانيدن؛ - آسياب و پودر كردن؛ -
خاكستر كردن:
الف) خشك ب) مرطوب (استفاده از چند اسيد مختلف)
2- اندازهگيري شيميايي با دستگاههاي
مختلف؛ 3- تفسير نتايج. - مرحله نمونه
برداري، در اين مرحله از عضو مشخص، در زمان معين نمونهبرداري ميشود. بعنوان
مثال در گل سرخ از برگهاي كامل در شروع مرحله گلدهي و در گل گلايل از برگهاي
كامل قبل از مرحله برداشت نمونهبرداري ميشود. بعد از انجام نمونهبرداري،
نمونهها را شست و شو ميدهيم و سپس هوا خشك كرده و يعد در آون در دماي ۶۰ تا ۷۰
درجه سانتيگراد حرارت ميدهيم. سپس مراحل پودر و خاکستر كردن، ميباشد. خاکستر
کردن نمونههاي گياهي به دو روش انجام ميشود که عبارتند از : الف) روش خاکستر
کردن خشک، كه نمونه گياهي را در داخل کوره الکتريکي و در دماي ۵۰۰ تا ۵۵۰ درجه
سانتيگراد به مدت ۴ الي ۵ ساعت قرار ميدهيم و بعد خاکستر بدست آمده را در اسيد حل
ميکنيم و بعد از آن با عبور دادن محلول از کاغذ صافي عصاره را تهيه و عناصر دلخواه
را در آن اندازهگيري ميکنيم. ب) خاکستر کردن به روش مرطوب به اين صورت است كه
نمونه گياهي با چند اسيد از جمله اسيد فرکلريک، اسيد کلريک، اسيد سولفوريک و اسيد
نيتريک و ... مخلوط ميشود.
روش خاکستر کردن خشک بهتر
است يا مرطوب؟ انتخاب روش خاكستر كردن به نوع عنصر مورد نظر بستگي دارد
و روش خشک راحتتر و کم هزينهتر است. در اين روش نمونه را مستقيماً در داخل کوره
ميگذاريم و پس از خاکستر شدن حدود ۱۰ تا ۲۰ ميليمتر اسيد به آن اضافه ميکنيم.
مثلاً براي اندازه گيري ازت در گياه حتماً از روش مرطوب استفاده ميشود، در حاليكه
براي اندازهگيري بُرْ حتماً از روش خاکستر کردن خشک استفاده ميکنند. 2- بعد از
اينکه عصاره گياهي به روش خشک يا مرطوب تهيه شد مراحل بعدي آزمون خاک انجام ميشود.
در اندازهگيري شيميايي، غلظت عناصر در عصاره تهيه شده را به کمک روشاي استاندارد
و دستگاهاي مختلف اندازهگيري ميشود. بعنوان مثال فسفر با دستگاه اسپکترو فتومتر،
سديم و پتاسيم را با دستگاه فلو فتومتر و عناصر کم مصرف را با دستگاه جذب اتمي و
ازت را با دستگاه كلدال اندازهگيري ميکنيم. 3- مرحله آخر آزمون گياه مرحله
تفسير نتايج است. تفسير نتايج تجزيه گياه به روشهاي مختلفي انجام ميگيرد که به
شرح ذيل است :
- روش غلظت بحراني؛ - روش حد کفايت؛ - روش دريس؛
- روش انحراف از درصد بهينه DOP. |
غلظت بحراني |
|
مقدار غلظت عناصر در سه منطقه كم، زياد و مطلوب
براي گلهاي مختلف محاسبه ميشود. |
روش حد كفايت |
|
براي مثال غلظت مناسب عنصر نيتروژن و آهن براي
گل گلايل بدين شرح است: غلظت ازت براي گل گلايل در محدوده PPM 5/5-3 و غلظت آهن
در محدوده PPM 200-50 يا ميليگرم در كيلوگرم مناسب است. زمان و مکان
نمونهبرداري و عضو نمونهبرداري شده از اهميت زيادي برخوردارند .مثلا از برگهاي
کامل گل سرخ در زمان شروع مرحله گلدهي نمونهبرداري ميشود.
|
روش دريس در اين روش به کمک معادلات و روابطي که در
ذيل آمده است : |
|
و با استفاده از نسبت عناصر غذايي براي عنصر
غذايي شاخصهايي بصورت اعداد مثبت يا منفي محاسبه ميشوند و سپس براساس مقدار
شاخصها، منفيترين شاخص را بعنوان عامل محدود کننده در تغذيه گياه ميشناسيم و
اعداد بدست آمده را از منفي به مثبت مرتب ميکنيم. لذا منفيترين شاخص بيشترين نياز
و مثبتترين شاخص کمترين نياز را ميرساند. اين روش اگرچه نياز به دادههاي
بسيار زيادي دارد ولي بطور کمي ميتواند نتايج تجزيه برگ را تفسير کند و براساس آن
توصيه کودي انجام ميگيرد.
روش انحراف از درصد بهينه
DOP غلظتي از عنصر که در آن بهترين شرايط رشد و کيفيت محصول گياه حاصل
شود. که اين غلظت اصطلاحاً غلظت بهينه يا مرجع و استاندارد ناميده ميشود. به کمک
اين رابطه
DOPIndex = نمايه DOP يا انحراف از درصد بهينه CP = درصد
عنصر غذايي در نمونه گياه Cref = درصد استاندارد عنصر غذايي يا غلظت مرجع
0= DOPIndex کفايت عنصر غذايي DOPIndex > 0 زياد بودن DOPIndex <
0 کمبود
ميتوان شاخص DOP را براي هر عنصر غذايي محاسبه كرد. بر اين اساس
يکسري اعداد مثبت و منفي بدست ميآيد. عدد مثبت نشان دهنده زياد بودن عنصر و عدد
منفي نشان دهنده کمبود و عدد صفر نشان دهنده غلظت مناسب است. بر اين اساس تفسير
نتايج انجام ميشود و منفيترين شاخص را بعنوان پر نيازترين عنصر مشخص ميکنيم.
|